حُبُ الحُسین أجَنَّنی
 
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا




نوشته شده در تاریخ شنبه 30 اردیبهشت 1396 توسط داود سرخه

1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

2.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

7.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.

10.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.


13.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله

14.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

15.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 توسط داود سرخه
قال الجواد(علیه السلام):   ثَلاثٌ یَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ:
 كَثْرَةُ الاْسْتِغْفارِ وَ خَفْضِ الْجْانِبِ وَ كَثْرَةِ الصَّدَقَةَ

سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خدای متعال می‌باشد: نسبت به گناهان و خطاها، زیاد استغفار و اظهار ندامت كردن؛ اهل تواضع كردن و فروتن بودن؛ صدقه و كارهای خیر بسیار انجام دادن.

«كشف الغمّة، ج 2، ص 349»




نوشته شده در تاریخ جمعه 8 اردیبهشت 1396 توسط داود سرخه

مرحوم میرزا محمداسماعیل دولابی(ره):

خدا یک تار و یک تور و یک تیر دارد،
با تار و تور و تیرِ خود ، آدم ها را جذب می کند.

*تار خدا قرآن است . نغمه های قرآن آسمانی است . خیلی ها از این طریق قرآن جذب می شوند. 

*خیلی ها را با تور جذب خودش می کند ، مثل مراسم اعتکاف و مراسم ماه رمضان و شب قدر . 

*تیر خدا همان بارهای مشکلات است . غالب آدم ها را از این طریق جذب خودش می کند. 
اولیای خداوند برای مشکلات لحظه شماری می کردند!




نوشته شده در تاریخ جمعه 8 اردیبهشت 1396 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 توسط داود سرخه

ایت الله قرائتی و مامور وهابی در قبرستان بقیع

در یکی از سفرهای حج، مامور ﻭﻫﺎﺑﯽ 
ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻘﯿﻊ ﺑﻪ حجت الاسلام قرائتی ﮔﻔﺖ: 
ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﺣﺴﻦ، حسین، ... ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ
در حالی که ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ شده اند؟!
آنگاه خودکاری را ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ زمین، ﻭ صدا زد: 
ﺍﯼ ﺣﺴﻦ! ﺍﯼ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ! ای ﺑﺎﻗﺮ! آن قلم را به من بدهید!
و بعد گفت: دیدی که پاسخ ندادند؛ ﭘﺲ ﺍینها ﻣﺮﺩه اند و ﻫﯿﭻ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭند!
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی خودکار را گرفت 
و دوباره انداخت ﺯﻣﯿﻦ و گفت: ﯾﺎ الله! ﻗﻠﻢ ﺭا ﺑﻪ من ﺑﺪﻩ.
و بعد رو به وهابی کرد و گفت: ﺩﯾﺪﯼ که ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺩ قلم را به من نداد.
پس با منطق تو ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﺮﺩﻩ است؛ مگر ﻫﺮ که ﺯﻧﺪﻩ است ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻮﮐﺮ ﺗﻮ ﺑﺎشد؟



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ جمعه 1 اردیبهشت 1396 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1396 توسط داود سرخه
ماجرای کبودی دهان آیت الله قاضی

در احوالات حضرت آیت الله قاضی طباطبایی است که ایشان 26 سال ریگ در دهان نگه داشتند تا مبادا حرفی بیهوده بزنند .

از آیت الله سید محمد حسینی همدانی نقل است که داخل دهان مرحوم قاضی کبود بود . از ایشان علت را پرسیدم ؟


 ایشان مدتها پاسخم نداد بعدها که خیلی اصرار کردم و عرض کردم که به جهت تعلیم می پرسم و قصد دیگری ندارم،باز به من چیزی نفرمود تا اینکه روزی در جلسه خلوتی فرمودند: آقا سید محمد! برای طی مسیر طولانی سیر وسلوک، سختی های فراوانی را باید تحمل کرد و از مطالب زیادی نیز باید گذشت؛ آقا سید محمد! من در آغاز این راه در دوران جوانی برای اینکه جلوی افسار گسیختگی زبانم را بگیرم و توانائی بازداری آن را داشته باشم 26 سال ریگ در دهان گذارده بودم که از صحبت و سخن فرسایی خودداری کنم، اینها اثرات آن دوران است!

در هر صورت این سکوت حرفها دارد که با این چند سطر نمی شود از آن گذشت اما با حدیث قدسی خطاب به رسول خدا(ص)  این بحث را پایان می دهم :

«علیک بالصمت فان اعمر القلوب قلوب الصالحین و الصامتین فان اخرب القلوب قلوب المتکلمین بما لایعنیهم.» ،

(بر تو باد سکوت، که همانا آبادترین دلها، دلهای صالحان و سکوت کنندگان است وخراب‌ترین دلها، دلهای کسانی است که سخنهای بی‌فائده می‌گویند)



نوشته شده در تاریخ جمعه 18 فروردین 1396 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1396 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1396 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اسفند 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اسفند 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 بهمن 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 دی 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 دی 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ شنبه 20 آذر 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 آذر 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 آذر 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مرداد 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 مرداد 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 مرداد 1395 توسط داود سرخه
 عبارت «وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» که پس از صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاده می‏شود، آیا در احادیث معصومان(علیهم السلام) وارد شده و مَنصوص است و یا از چیزهایی است که علاقه‏مندان و ارادتمندان به آقا امام زمان علیه السلام، خودشان، پس از صلوات، آن را اضافه کرده‏اند؟ 

در پاسخ به این پرسش، به حدیث زیر توجه کنید که امام صادق علیه السلام می‏فرمایند: 

«مَنْ قالَ بَعدَ صَلوةِ الْفَجْرِ و بَعدَ صَلوةِ الظُّهرِ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و اَلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ لَمْ یَمُتْ حَتّی یُدْرِکَ الْقَائِمَ مِن اَلِ مُحَمَّد صلی الله علیه و آله و سلم؛ هر کس پس از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»، از دنیا نمی‏رود مگر آن که قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) را درک می‏کند. (1)
منبع:

1. سفینة البحار، حاج شیخ عباس قمّی، ج 2، ص49.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 مرداد 1395 توسط داود سرخه
مرحوم شیخ رحبعلی خیاط می فرمود:
بطری وقتی پر است و می خواهی خالی اش کنی خمش می کنی
هر چه خم شود خالی تر می شود اگر کاملا رو به زمین گرفته شود سریع تر خالی
می شود.
دل ادم هم همین طور است گاهی وقتها پر می شوذ از غم از غصه...
قران می گوید:هرگاه دلت پر شد از غم و غصه ها خم شو و به خاک بیفت.
" و کن من الساجدین"
سجده کن ذکر خدابگو این موجب می شود تو خالی شوی تخلیه شوی سبک شوی.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 تیر 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 تیر 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ شنبه 5 تیر 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 خرداد 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ شنبه 25 اردیبهشت 1395 توسط داود سرخه




نوشته شده در تاریخ شنبه 4 اردیبهشت 1395 توسط داود سرخه
یکی ازشاگردان آیت الله مجتهدی تعریف میکند که
یک روز با اصرار بعد از کلاس درس استاد را برای ناهار به منزل
خودمون بردم، بعد از یک بار غذا کشیدن از من خواست دوباره برایشان
غذا بکشم، خیلی تعجب کردم اما چیزی نگفتم، بعد از جمع کردن
سفره طاقت نیاوردم از ایشان پرسیدم حضرت استاد ببخشید
که ازتون این سوال رو میپرسم، آخه شما اهل غذا نیستید
چطور دوبار غذا کشیدید؟ البته برای من باعث افتخار و خوشحالیست..
استاد فرمودند سوال رو از من کردی برو جوابشو از خانومت بگیر.
رفتم از همسرم پرسیدم موقع پختن غذا چه کردی؟
کمی فکر کرد و گفت باوضو بودم.
رفتم به ایشان گفتم خانومم باوضو بوده.
فرمودند اینکه کار همیشگی شان است، بپرس دیگر چکار کرده؟
رفتم پرسیدم، خانومم کمی فکر کرد و گفت
وقتی داشتم غذا میپختم کمی باخودم روضه سیدالشهدا رو
زمزمه کردم و قطره اشکی هم ریختم.
نزد استاد رفتم و اینرا گفتم.
لبخندی زدند و گفتند بله دلیل رفتارم این بود.
اگر نیت کنید ثواب این غذای امروز نذر یکی از ائمه شود
آنوقت هم آشپزی برایت دلنشین تر است،هم اینکه خانواده هر روز
سر سفره یکی از ائمه نشسته اند.




نوشته شده در تاریخ جمعه 27 فروردین 1395 توسط داود سرخه
تمامی حقوق این وبلاگ برای <-BlogTitle-> محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.