حُبُ الحُسین أجَنَّنی

اسامی ائمه (علیهم السلام) در قرآن


ممکن است در ذهن هر فرد حقیقت جویی این سوال خطور کند که: «چرا نامی از ائمه (علیه السلام) در قرآن به میان نیامده است؟» چرا که با ذکر اسامی ائمه(علیهم السلام)، بسیاری از اختلافاتی که بعد از رحلت نبی اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به میان آمد و موجبات تفرق میان مسلمانان را فراهم ساخت، به وجود نمی آمد.


قرآن مجید

برای پاسخ به سوال فوق در ابتدا باید با روش های معرفی افراد توسط قرآن کریم، آشنا شد و سپس قضاوت را به اذهان آگاه و به دور از اغراض و تعصبات واگذاشت .

*روش های قرآن کریم در معرفی اشخاص

با مراجعه به قرآن کریم خواهیم دید که این کتاب بزرگ انسان ساز، برای معرفی اشخاص از سه روش استفاده نموده است:

1, معرفی با اسم

پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در انجیل، به وسیله اسم به آیندگان معرفی شده است: «وَ مُبَشِّراً بِرَسولٍ یَأتی مِن بَعدی اسمُه احمَد» [1] هم چنین به صراحت، از حضرت داود(علی نبینا و آله و علیه السلام) در قرآن کریم، به عنوان خلیفه یاد شده است: «یا داوُد إنّا جَعَلناکَ خَلیفَةً فی الأرضِ» [2] .

 

2, معرفی با عدد

نقبای بنی اسرائیل و گروهی که طبق گزینش حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) قرار شد به کوه بروند در قرآن با عدد معرفی شده اند .[3]

از نظر شیعه، امام باید دارای دو خصوصیت باشد، این دو خصوصیت فقط در نبی اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) وجود دارد و غیر از ایشان، کس دیگری واجد این خصوصیت نیست؛ که عبارتند از: علم لدنّی[و عصمت

3,معرفی با صفت

یکی دیگر از راه های شناسایی شخصیت های الهی، معرفی با صفت است، مانند: «فَسَوف یأتی الله بِقَومٍ یُحِبُّهم و یُحبّونَه أذِلَّةً علی المؤمنین أعِزَّةً علی الکافرینَ یُجاهدون فی سبیل الله و لا یَخافون لَومَةَ لائِمٍ»[4]«ای کسانی که ایمان آورده اید، هرکس از شما از دین خود برگردد، به زودی خدا گروهی [دیگر] را می آورد که  آنان را دوست دارد و آنان [نیز] خدا را دوست دارند. با مؤمنان فروتن [و] بر کافران سرفرازند، در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ ملامت گری نمی هراسند .»

شیوه قرآن در معرفی ائمه(علیهم السلام) همین روش اخیر است، یعنی قرآن عمدتاً به معرفی «شخصیت و صفات» ائمه اطهار(علیهم السلام) پرداخته و از استعمال اسامی آن ها خودداری نموده است .

 

*خصوصیات امام از منظر قرآن کریم

از نظر شیعه، امام باید دارای دو خصوصیت باشد، این دو خصوصیت فقط در نبی اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)  و ائمه اطهار(علیهم السلام) وجود دارد و غیر از ایشان، کس دیگری واجد این خصوصیت نیست؛ که عبارتند از: علم لدنّی[5] و عصمت[6] .

در قرآن کریم به این دو خصوصیت اشاره شده است و بنابر اذعان علمای شیعه و سنی، پس از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، جز امیرالمؤمنین(علیه السلام) و فرزندان وی، کسی این صفات را دارا نبوده است .

همچنین در قرآن مجید، آیات متعددی وجود دارد که ویژگی های شخصیتی و رفتاری ائمه هدی(علیهم السلام) را معرفی نموده است .

امام علی

بنابر گفته مفسران، سیصد آیه در قرآن در شأن امیرالمؤمنین(علیه السلام) وجود دارد .

به عنوان نمونه، آیه ی «وَ یُطعِمون الطَّعامَ عَلی حُبِّه مسکیناً و یتیماً و اَسیراً» [7] در شأن حضرت علی(علیه السلام) و اهل بیت ایشان نازل گردیده که در سه شب متوالی، افطار خود را به مسکین، یتیم و اسیر دادند . و آیه تطهیر[8] ، که در شمول آن نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) ، نزد شیعه وسنی هیچ گونه تردیدی وجود ندارد . وهمچنین آیه ولایت[9] ، که بدون شک بیانگر ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و فرزندان ایشان بر امّت بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می باشد. و آیات بی شمار دیگری که در کتب تفسیری بدان ها اشاره شده که از حوصله ی بحث خارج می باشد و ما از آوردن آن ها صرف نظر می کنیم .

 

*حکمت های شیوه ی قرآن کریم در معرفی امام(معرفی با صفات و خصوصیات)

1, ارزش فوق العاده معرفی الگو

در بسیاری از موارد انگشت گذاشتن روی افراد، نقش چندانی در روشنگری ندارد، بلکه در نهایت به نوعی پیروی کورکورانه منجر می شود. البته در برخی موارد نیز، معرفی افراد، با نام ونشان، خالی از لطف نیست. ولیکن اساساً معرفی شخصیت، معرفی الگوهاست و در نتیجه جامعه را به جای گرایش های تعصب آمیز جاهلانه، به سمت تعقّل، ژرف اندیشی و توجه به ملاک های، فضایل و امتیازات واقعی سوق می دهد .

معرفی شخصیت امام توسط قرآن می تواند زمینه ساز پذیرش عاقلانه وی در جامعه اسلامی باشد

2, معرفی شخصیت، زمینه ساز پذیرش معقول

در برخی موارد معرفی شخص، موجب دافعه می شود .

با مطالعه و بررسی شرایط و ویژگی های جامعه اسلامی در زمان نزول قرآن کریم، این نکته را به دست می آوریم که با توجه به تبلیغات سوء انجام گرفته نسبت به شخص امیرالمؤمنین(علیه السلام) بهترین روش، همان روشی بود که قرآن در پیش گرفت؛ چرا که اکثریّت جامعه صدر اسلام نسبت به ائمه اطهار(علیهم السلام) و به ویژه حضرت علی(علیه السلام) پذیرش نداشتند .

دلایل این امر متعدد است، از جمله:

الف- بسیاری از مخالفان کسانی بودند که تا مدتی پیش، در صف معارضان اسلام قرار داشتند و رویاروی خود شمشیر امام علی(علیه السلام) را دیده و از همان زمان کینه وی را به دل گرفته بودند .

ب- تفکرات و سنت های غلط جاهلی، هنوز بر اندیشه ی مردم حاکم بود و به عنوان مثال جوانی حضرت علی(علیه السلام) را بهانه ای برای عدم شایستگی حضرت برای رهبری می دانستند .

ج- این تفکر نیز وجود داشت که حضرت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درصدد است تا خویشان خود را بر مسند قدرت و حکومت بنشاند .

با توجه به مسائل مطرح شده، معرفی شخصیت امام توسط قرآن می تواند زمینه ساز پذیرش عاقلانه وی در جامعه اسلامی باشد .

 

قرآن

3, جلوگیری از تحریف قرآن کریم

اگر خدای ناکرده، در قرآن، تحریفی صورت می گرفت، اعتماد مسلمانان بدان از بین می رفت و اسلام و قرآن نیز به مشکلات مسیحیت و انجیل و تورات دچار می شدند. بنابراین بهترین راهکار در این موفعیت، معرفی شخصیت هاست که زمینه ایجاد تحریف را از بین می برد .

آری همان افرادی که درباره ی دُردانه آفرینش و اشرف مخلوفات جمله ی گستاخانه «إنّ الرَّجُلَ لَیَهجُر» را به کار بردند و آیات نورانی کلام الله که می فرماید:«و ما یَنطِقُ عنِ الهَوی*إن هو إلّا وَحیٌ یوحی» [10] را زیر پا گذاردند، همان هایی که صدها روایت و حدیث پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را جمع آوری نموده و به آتش کشیدند، همان هایی که توصیه ها پیامبرخدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، نسبت به اهل بیت گرامیش را زیر پا نهاده و درب خانه پاره تن رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) را به آتش کشیدند، همان هایی که غدیر را به ورطه ی فراموشی سپردند، مسلّماً این جرأت را داشته و دارند که آیات قرآن کریم را عوض کرده و به تحریف آن دست بزنند .

با مطالعه و بررسی شرایط و ویژگی های جامعه اسلامی در زمان نزول قرآن کریم، این نکته را به دست می آوریم که با توجه به تبلیغات سوء انجام گرفته نسبت به شخص امیرالمؤمنین(علیه السلام) بهترین روش، همان روشی بود که قرآن در پیش گرفت؛ چرا که اکثریّت جامعه صدر اسلام نسبت به ائمه اطهار(علیهم السلام) و به ویژه حضرت علی(علیه السلام) پذیرش نداشتند

4, کلی گویی قرآن کریم

از دیگر حکمت های روش قرآن کریم در معرفی امام،این است که قرآن به بیان کلیات مسائل می پردازد و تبیین جزئیات، بر عهده پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گذاشته شده است . به عنوان نمونه خداوند حج و شرایطش را در قرآن بیان نموده است ولی تبیین جزئیات و مسائل فرعی آن بر عهده پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه  اطهار(علیهم السلام)  می باشد . همچنین است سایر مسائل اعتقادی، اخلاقی و فقهی که جزئیات آن ها در قرآن کریم نیامده و تنها به کلیات بسنده شده است .

نتیجه این که در قرآن کریم، خصوصیات و ویژگی های یک امام و رهبر بیان گشته و معرفی مصداق آن بر عهده ی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گذاشته شده، که بنابر روایات شیعه وسنی، مصداق اتمّ و اکمل این ویژگی ها، امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) و فرزندان وی می باشند . هرچند که با صرف نظر از روایات موجود، و تنها با مراجعه به تاریخ ،  هر فرد عاقل و حق طلبی، حقانیّت این مصادیق را تأیید می کند، ولی متأسفانه برخی ها از سنت  و وصیت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) خارج گشته و سخنان وی را به ورطه ی فراموشی سپرده و داغ جبران ناشدنی و بزرگی بر پیشانی تاریخ گذاشتند … .[11]

 

پی نوشت ها :

1- صف/6 .

2- ص/26 .

3- مائده/12 – اعراف/155 .

4- مائده/54 .

5- نمل/40 – آل عمران/7 .

6- بقره/124 .

7- انسان/9 .

8- احزاب/33 .

9- مائده/55 .

10- نجم/3و4 .

11- در این مقاله از دو کتاب:«پرسش ها و پاسخ های برگزیده از مجموعه پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، نهاد نمایتدگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، اداره مشاوره و پاسخ، دفتر نشر معارف – امام حسین(علیه السلام) و قرآن، مقاله: پرسمان قرآنی امام حسین(علیه السلام)، موسی سلیمانی، بوستان کتاب قم» به صورت برداشت آزاد، استفاده شده است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی