حُبُ الحُسین أجَنَّنی
 
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفری ( شیعه ) در روز 17 ربیع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی  بکر می باشد. کنیه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر و انقلابیی بنیادی در میدان فکر و عمل بوده ، کاری که امام حسین ( ع ) به صورت قیام خونین انجام داد ، وی قیام خود را در لباس تدریس و تأسیس مکتب و انسان سازی انجام داد و جهادی راستین کرد.

امام جعفر صادق یكی از صبورترین مدرسین دنیای قدیم بود. او در دوره ای كه تدریس می كرد نه فقط هر روز درس میداد،بلكه بعد از خاتمه درس مخالفین علمی خود را می پذیرفت و ایرادهای انها را می شنود و جواب می داد. بعضی از شاگردان او،در روزهایی كه می دانستند استادشان به مخالفین علمی جواب می دهد پس از خوردن غذا مراجعت می كردند تا در جلسه مباحثه شركت داشته باشند. یكی از مخالفین امام مرشدی بود به اسم ابو شاكر. ان مرد یك روز بعد از اینكه امام صادق از خواندن نماز فارغ گردید بحضورش رسید و گفت:ایا اجازه می دهی انچه می خواهم بگویم. جعفر صادق جواب داد بگو.

ابوشاكر گفت:انچه تو درباره خدا می گویی غیر از افسانه نیست وتو با افسانه سرایی می خواهی مردم را وادار به قبول چیزی بكنی كه وجود ندارد وبه این دلیل خدا وجود ندارد كه ما نمی توانیم با هیچیك از حواس پنجگانه انرا درك كنیم.ممكن است بگویی با عقل بوجود خدا پی میبری ولی من می گویم عقل هم بدون حس ظاهری قادر بفهم چیزی نیست. ای مردی كه دعوی دانشمندی می كنی ومیگویی جانشینپیغمبر مسلمین هستی من بتو می گویم كه در بین افسانه هایی كه مردم نقل می كنندهیچ افسانه ای بی پایه تر از موجود بودن یك خدای نادیده نیست. اما من فریب تو را نمی خورم وافسانه ات را درباره خدای كه دیده نمی شود نمی پذیرم.من خدایی را می پرستم كه بتوانم با دو چشم او را ببینم

و.. در تمام مدتی كه ابوشاكر مشغول صحبت بود امام حتی یكبار تكلم نكرد ووقتی گفته ابوشاكر باتمام رسید باز امام جعفرصادق چند لحظه لب به سخن نگشود ومنتظر بود كه ابو شاكر حرف بزند.

سپس جواب داد:..تو گفتی كه من افسانه سرایی می كنم و مردم را به پرستش خدایی دعوت می نمایم كه دیده نمی شود.ای ابوشاكر تو كه منكر خدای نادیده هستی،می توانی درون خود را ببینی؟

ابوشاكر گفت:نه
امام صادق فرمود:هرگاه می توانستی درون خود را ببینی نمی گفتی كه چون خدا رانمی توان دید پس افسانه ای بیش نیست.

ابوشاكر گفت:دیدن درون چه ربطی به پرستش خدایی كه موجود نیست دارد.
امام فرمود:تو میگویی چیزی كه دیده نمی شودو نمی توان صدایش راشنید و آنرا لمس كرد وجود ندارد
ابوشاكر گفت:بله

امام صادق فرمود:آیا صدای حركت خون را در بدن خود می شنوی؟

ابوشاكر گفت:مگر خون در بدن حركت دارد؟!

امام فرمود:ای ابوشاكر خون هر چند دقیقه یك مرتبه در تمام بدن تو حركت می نماید و اگر حركت آن چند دقیقه در بدن تو متوقف شود تو خواهی مرد.آیا تا امروز گردش خون را در بدن خود دیده بودی؟

ابوشاكر گفت:نه و من نمی توانم قبول كنم كه خون در بدن من حركت می كند.

جعفر صادق فرمود:آنچه مانع از این می شود كه قبول كنی خون در عروق تو حركت می كند جهل است و همین جهل مانع از آن می‌گردد كه تو خدای واحد و نادیده را بشناسی.
آیا تو ازمخلوقاتی كه خداوند آفریده و آنها را دربدن تو گمارده و تو بر اثر كار آنها زنده‌ای اطلاع داری؟

ابوشاكر گفت:نه

امام فرمود:تو فقط متكی به مشاهدات خود هستی و میگویی آنچه را نمی بینی وجود ندارد.آنها در كالبد تو بوجود می‌آیند رشد می كنند و دارای اولاد می شوند وبعد از مدتی از كار می افتند....ولی تو نه صدایشان را می شنوی و نه لمس می كنی.

ای ابو شاكر بدان كه شماره موجودات جاندار كه اینك در كالبد تو زندگی می كنند و میمیرند نه فقط از شماره تمامی آدمیان كه در این جهان زندگی می كنند بیشتر است بلكه از شماره ریگهای بیابان بیشتر است.

چرا گفته اند كسی كه خود را بشناسد خدای خود را می شناسد

ای ابوشاكر آیا این سنگ را می بینی كه در پای دیوار كار گذاشته اند.

تو این سنگ را بی‌حركت می‌بینی چون چشم تو حركت آنرا نمی بیند وهر كس بتو بگوید در سنگ حركاتی وجود دارد كه حركات ما كه در اینجا جمع هستیم چون سكون است تو نمی پذیری و می گویی افسانه سرایی می كند.غافل از اینكه چون تو نادان می باشی نمی توانی به حركت درون این سنگ پی ببری وشاید روزی برسد كه بر اثر توسعه دانایی مردم بتوانند حركت درون سنگ را ببینند.(مجله علم چاپ امریكا در تاریخ جون 1973نوشت:توانسته اند با عكسبرداری بوسیله لیزر برای اولین بار حركت مولكولها را بطور واضح ببینند ومدت فلاش دوربین عكاس كه بوسیله لیزر عكس می‌گیرد یك تریلیونیم ثانیه است وبرای اینكه بدانیم یك تریلیونیم ثانیه در مقابل یك ثانیه چقدر كوتاه است می‌گوییم كه متناسب است با یك شبانه روز از عمر مادر قبال ده میلیارد سال)....

ای ابوشاكر با اینكه هوا وسیله حیات تو وسایر افراد بشر است تو انرا نمی بینی و فقط وقتی كه باد می وزد انرا حس می كنی.ایا می توانی منكر وجود هوا بشوی.... ای ابوشاكر انكار خالق كردن از جهل است نه عقل.

من خدای خود را نساخته ام و او را از اندیشه های خود بیرون نیاورده ام.اما خدای توبه‌قول تو ساخته دستهای تو می باشد.آنچه من كردم و می‌كنم این است كه با اندیشه خود خدا را بهتر بشناسم وزیادتر بعظمت او پی ببرم.

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی